عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

213

منازل السائرين ( فارسى )

هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . « 1 » اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چيزى آگاه است . يعنى از طريق ادراك شهودى حقيقت آيهء فوق را دريابد . همهء اينها را در مقام « معرفته بتصريف التفرقة و الجمع » بداند و بشناسد . كسى كه به اين مقام رسيده باشد . در بين افراد است ؛ چهره‌هاى مختلف موجودات متفرق را مىبيند ولى به وحدت مخفى در پشت تمام پديده‌ها نيز واقف است و دل در گرو او دارد . هرگز وجود حاضر و غايب شنيده‌اى * من در ميان جمع و دلم جاى ديگرست « 2 » آنها كه دل به خدا سپرده‌اند ، گرچه در بين خلايق هستند ولى هيچ‌گاه در خلق نيستند . در خلق‌اند اما با خلق نيستند و اين هنر عبوديت است . « 3 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : أبيت يطعمنى ربى و يسقينى . « 4 » در نزد خدايم ساكنم او به من طعام و شراب مىدهد . اين همان معناى « و احفظنى فى منافى و يقظتى » است . پيامبر در تفويض به حدى رسيده كه خوراك و آبش را هم از دست خدا مىگيرد و اين اوج تفويض است كه مقام بسيار بالايى است و كسى نمىتواند به اين درجه برسد مگر اينكه به قرب نوافل برسد . براى رسيدن به قرب هم نياز به سير و سفر سلوك الى اللّه و فى اللّه و باللّه داريم . و لهذا ائمه ما عليهم السّلام دربارهء قرآن فرمودند : در قرآن سير كنيد ، بايد قرآن پيمائى كرد . فأنزلوهم بأحسن منازل القرآن . « 5 » پس آنها را به نيكوترين منازل قرآن فرود آوريد . و اين نيز جز با كسب طهارت باطنى كه خواجه در همين باب از آن به عنوان تهذيب ياد كرده ميسر نمىباشد . لذا خداوند مىفرمايد : إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ ، فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ ، لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ . « 6 » به درستى كه آن قرآن با كرامت در كتاب مكنون مستور است و جز پاك باطنان حقيقت آن را لمس نمىكنند .

--> ( 1 ) . حديد / 3 . ( 2 ) . حافظ . ( 3 ) . و اين همان معناى كلام زيباى امير بيان است كه فرمود : كن فى الناس و لا تكن معهم . ( 4 ) . بحار الانوار ، ج 67 ، ص 253 . ( 5 ) . نهج البلاغه ، خطبه 86 . ( 6 ) . واقعه / 77 تا 79 .